این روز ها دستم به قلم نمی‌رود

نه که حرف نداشته باشم ها

نه

خیلی حرف دارم

ولی خب نوشتن حال و احوال می‌خواهد و همین که من متنفسم و محصلم و محول و هوادار خودش کلی ایول است!

بگذریم

نه

باید فرار کنیم

مثل همیشه 

از دردها و رنج‌ها و شدائد

اما این بار نه!

این بار می‌خواهم بایستم و بپذیرم و بتازم.

برای خدا رجز می‌خوانم:

بس که ما مجنون تر از شیرین و فرهادیم باز
کوه میخواهیم بیش از پیش و صحرا بیشتر

 

حوصله‌ی شرح قصه نیست

روزبه‌ای فرهادتر از فرهاد

حرف ,بار ,ها ,می‌خوانم ,رجز ,بس ,این بار ,و بپذیرم ,بایستم و ,بپذیرم و ,می‌خواهم بایستم

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

آموزش دریافت بیت کوین رایگان بانک مقالات ایران خودکار بیک طراحی سایت ، سئو ،تبلیغات در گوگل دانلود خلاصه کتاب تست ولتکن منکم تمه یدعون الی الخیر پروتکل درمانی | پرسشنامه | پاورپوینت بیا کمک قاتل پیرهن چارخونه!!